تبليغاتX
هميشه سعي كن خودت باشي وبس
هميشه سعي كن خودت باشي وبس
هم آف هم شعر

اگر كه مانده ام اينجا براي يك نفر است وهر چه مي كشم اينجا جفاي يك نفر است درون چشم پر اشكم نمانده تصويري درون گوش دل من صداي يك نفر است كبوتر دلم امشب رهاي يك نفر است اگر چه همچو خرابه شده دلم متروك همين خرابه ويران سراي يك نفر است دلم براي تپيدن بهانه مي خواهد دلم اگر كه تپد در هواي يك نفر است دگر نمانده حديثي سخن كنم كوتاه تمام بود و نبودم فداي يك نفر:

دنيا عجيبه به خدا دنيا غريبه به خدا هر كي ميگه دوستت دارم فكر فريبه به خدا اگه نگي عاشقشي دوستت داره خيلي زياد اگه بفهمه يا بگي ديگه ازت بدش مياد وقتي نخواي هر جوري هست ميخوات بدستت بياره وقتي كه عاشقش شدي رو همه چي پا ميزاره اون كه ميگه عاشقته اگه نباشي ميميره عشقت چه زود يادش ميره جاشو تنفر ميگيره همه ميگن دوستت دارم اما فقط تا پاي برف مثال كبك آدما سرا رو كردن زير برف

گريه آمد خنده آمد... گريه بامن پر گرفت گريه در افتادنم دست مرا بهتر گرفت خنده آمد بامن اما طاقت ماندن نداشت گريه با من ماند چشمان مرا از سر گرفت در شبان خسته دلگير تنهايي فقط گريه بامن يار شد از دست من ساغر گرفت داشتم در غربت تاريک خود يخ مي زدم نيمه شب يک شعله آتش داد خاکستر گرفت ...

 

از ياد رفته

 

فکر نمی کنم حتی مرا به یاد داشته باشی ولی من همانم که روزی نامم تکیه کلام تو بود  و جانم

بالاترین سوگندت . تک ستاره ی کهکشان آرزوهایت . فرشته ی کوچک آسمانی ات و گل سر سبز

زندگی ات .

به یاد می آوری  آن روز های طلایی با هم بودن را ؟

تو سنگ بودی و من شیشه دو جنس کاملا متفاوت که نیروی عشق در هم آمیخته بودشان

و ما با هم بودیم .

غرق در رویا های هم بدون مرز و فاصله یی .

دو روح در یک قالب و سرانجام روز های خزان عشق ما رسید

نگاه مهمان ناخوانده ایی آتش بر طومار خاطراتمان زد . مرا ذره ذره آب کرد و تو را با خود برد

ما از جنس هم نبودیم

عاشق هم نبودیم . فقط دروغ میگفتیم وگر نه به این سادگی از هم دل نمی بریدیم

و اکنون چند وقتی است که هم من تو را از یاد برده ام و هم تو من را

و آنقدر فاصله ات را با من زیاد کردی که حضورت برای من شکننده است

 

دوستش داشتم ولی من را تنها گذاشت

¸.•*´نوشته شده توسط`*•..¸ یه دختر مهربون | لينک ثابت | موضوع: |

www.agna.blogfa.com www.agna.blogfa.com